خرید بک لینک

خب خداروشکر امسالم برف دیدیم

خدایا خسیس نباش دیگه بازم میخوایم 

خاطره ها رو چجوری باید از ذهن پاک کرد؟؟؟؟

جاش باید یه خاطره جدید ساخت یعنی؟؟؟

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 0:15

یه زمانی بود که عاشق عید بودیم و کلی ذوق و شوق داشتیمالان دیگه اونطوری نیسفقط میدوییم انگار ماه اسفند همه کارها میفته رو دور تندمگه قراره کجا برسیمقراره چه اتفاق عجیبی بیفته؟ عیده مثل برق میاد و زودم میره و تمام ...حالا خودمون رو بکشیم براش؟والالحظه هات رو دریاب ،عمرته که راحت داره میره .از ثانیه به ثانیه روزای ماه اسفندت لذت ببر ، قدم بزن، خوش باش توی لحظه،انقدر حرص خوردنا و بدو بدو کردنا واسه چیه؟پ .ن : خودمو الان دوس دارم تغییراتی که دادم و میخوام بدم دوس دارم،حالمو خوب میکنه ، خودمو عشقه خخخخرز جانم خوشحالم پیامت رو دیدم و امیدوارم دیگه باشی و بنویسی .دوست عزیز قدیمی

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 0:15

شاید برگی افتاده بر زمینمسهم من از شادی مردملبخندیست که با صدای خش خش خرد شدنمبر لبان کودکی نقش می بنددو شایدبرگی سرگردانمدر تلاطم دریایی که پایانشرسیدن به خورشیدستو یا شایددر قاب عکس خانه اییادگار عشقی هستمکه در هیاهوی زمانه ای بی رحمبه فراموشی سپرده شدههر کجا باشمبر زمین ، دریا و یا دیوارو هر طور که باشمزرد ، سبز ، سرخرگبرگ های ذهنم هنوز زنده اندو من این زندگی را وامدار ِ " نوازش نگاه های توام "

برچسب: نویسنده: آراد قاسمی‌پور تاريخ: پنجشنبه 9 تير 1401 ساعت: 0:15

صفحه بندی